حيوانات در تهران!

چرا نمي شه کلاغ ها رو دوست داشت؟
تا حالا به کلاغ هاي تهران توجه کردين؟ کلاغ هاي سياه و بزرگ و کثيف. حوالي ميدون وليعصر...بعد از ظهرا.... ممکنه گذر خيلي ها مون به اونجا بيفته. اين کلاغ هاي بزرگ توي جوب کم عمق حاشيه خيابون مي شينن و با اون برق هوشي که توي چشماي ريزشون ديده مي شه به شما نگاه مي کنن. آروم و باصلابت توي فاصله کمي از سطح زمين پرواز مي کنن و از چيزي نمي ترسن. کلاغ هاي مدرن شهري هستن. حيووناي باهوش و عجيبي اند. شماها رو زير نظر دارن. جوي آب خيابون و فضاي سبز پارک، تحت سيطره اوناست و براي خوردن ته مونده چيپس و پفک، حتي با کمک بالها و پاهاي سياه رنگشون بسته بندي چيپس  رو پاره مي کنن و غذا مي خورن. راستي اگه يه کلاغ نر و ماده رو کنار هم ببيني مي توني از ظاهرشون تفاوت دو جنس رو تشخيص بدي؟ تا حالا ديدي کلاغ به گنجشک ها و گربه ها حمله ور بشه و غذاي اونا رو تصاحب کنه؟  تا حالا شده يه کلاغ زشت موذي، روي شاخه اي که بيست سانت باهات فاصله داره، بشينه و بهت زل بزنه؟!
گربه هاي تهران رو که حتماً ديدي؟ متوجه شدي که گربه هاي محله هاي اغنيا، فربه و خوش بر و رو هستن و گربه هاي گذر فقرا اونقدر لاغرند که مي شه دنده هاشونو شمرد؟
موش ها چي؟ آدم چندشش مي شه... موش ها تاسف آورند. رشد زيادي دارن و اين روزها به حدي پررو شدن که توي يه عصر شلوغ و توي يه جوب آب، که از کنار يه پياده روي پر رفت و آمد مي گذره، بي دغدغه، تردد مي کنن و دم هاي چندش آورشون تو دهانه بيروني لوله هاي فاضلاب ديده مي شه!
تهران بازم حيوون داره. ياکريم ها يا همون قمري ها، هنوزم مهمون خونه هاي سنتي و محله هاي قديمي و با سابقه هستن. قمري حيوون خنگ و کودني هستش. به خاطر ترس از آدمايي که از 100 متري لونه اش رد مي شن، بارها ممکنه تخم ها رو از آشيونه بيرون بندازه و حرومش کنه. تازه، وقتي هم که تخم ها جوجه مي شن، باز هم از روي ترس و احتياط شديد، اغلب مي زنه و يکي از جوجه ها رو به پايين لونه مي اندازه و اونو به کشتن مي ده. البته به طور سهوي!
گنجشک که همه جاي دنيا هست. مامولک هم داره. مارمولک هاي بيچاره و رنگ پريده نيم وجبي. و سوسک داره (اه اه اه اه اه! )البته پشه هم زياد داره.
اين حيووناي زبون بسته هم همراه آدما توي ابرشهر چند ميليوني ما زندگي مي کنن. هرگز شده وقت کنيد و اونا رو ببينيد؟ کلاغ ها و گربه ها و قمري ها، جزو روزمرگي هاي ما شدن و مثل خشت ها و آجرها و سنگ نماها، اجزاي اين شهر هستن. البته شايد بهتره بگم اجزاي نامرئي....!

/ 4 نظر / 7 بازدید
وحید

سلام ثمر جان! نماز و روزهايت قبول. من رو شناختی !!من وحيد هستم. اگه باز هم نشناختی يه سری بهcloob بزن. واقعا که وبلاگ زيبائی داری. با آرزوی بهترين لحظات زندگی برای تو. دوستت ..... وحيد

dozdaki

حيوون تو تهران خيلی زياده. قبول دارم. همه جور حيوونی داريم

maryam

salam. khoob bood

باررون درخت نشین

سلام ... در خونه رو باز کن، اونی رو می بینی که الان تا به اون بچه ی گدا نزدیک شد از ترس رفت اونور مبادا کثیف شه؟ ...... نگاه اون رو که پشت فرمون با اون کارگر افغانستانی چه جوری حرف میزنه! ...... می بینی اون یکی رو که چه بی غم پنجره های ماشین اخرین سیستمش رو داده بالا و تا اون بچه ی گل فروش اومد روش کرد اونور! ..... از این همه حیوون باید دور شد، باید رفت بالای بالای درخت، از گربه ها ام بالا تر، روی یک شاخه کنار همون کلاغ ها، و به غروب این شهر شلوغ نگاه کرد!!!