در حالی که مثل یه خوابگرد، جلو می رفتم، تمام فکر و ذکرم این بود که دستام به اون میله های جادویی برسن. همون میله های جادویی که صدها انسان شیفته رو به خودش مشغول کرده بود... صدها انسانی رو که، از سر و کول همدیگه بالا می رفتن و با هر فشار بازوهاشون، تن و بدن و پهلوهای نفر کناری رو له می کردن. بوی تند عرق بدن و هوای دم گرفته و مونده، که با عطر کندر و اسپند به هم آمیخته بود، تنفس رو سخت تر می کرد اما هیچ کسی کوتاه نمی اومد و همه در حال تقلا برای رسیدن به اون میله ها بودن. من اما یه هو، درست مثل یه خوابگرد پریشون، دستام به میله رسید.... به خودم اومدم، دو دستی چسبیدم و خودمو یه گوشه جا کردم. قلبم به تپش افتاد و هیجان مخوفی تمام وجودمو احاطه کرد.
همه بوهای بد بی اثر شد، همه فشارها و ضربه هایی که به شونه ها و پشتم می خورد، اثرش رو از دست داد. میله ها کار خودشونو کرده بودن، روح معنوی والایی که اون جا، توی اون گوشه کره خاکی موج می زد، از خود بی خودم کرد و گریه کنان، لذت و شوق بی پایان مجاور شدن در کنار ضریح آقا امام رضا رو مزمزه کردم و به حال خودم غبطه خوردم! برای اولین بار توی عمرم، من اونجا کنار میله ها، با اولین لمس اون ضریح مبارک، تمام دردها و غصه هامو کوچیک دیدم و به آرامش امن و لذت آوری دست پیدا کردم.

پی نوشت: (۱۹ /۱/ ۸۵ )
برای اولین بار تصمیم گرفتم به کامنتها پاسخ بدم! من اهل زیارت و این چیزا نیستم و واقعاً اولین بار بود که چنین احساسی به سراغم اومد. اون مسافرت اجباری بود و تمام مدت توی هتل خواب بودم و اصلا حاضر نبودم پامو توی اون شهر بذارم...از اون شهر و آدمای مزخرفش طوری بدم اومد که اگه بشه، حاضرم همین لحظه، دست کم صدتا صفت بدشون رو اینجا به صف کنم و بنویسم!! بازهم راجع به اون میله ها.... دفعه بعد که به اونجا رفتم آرام و ساکت نظاره گر مردمی بودم که برای مالیدن دستهای عرق کرده شون به میله و در و دیوار، مسابقه گذاشته بودن! راستی، می دونستین که آرامگاه مطهر امام مظلوم و غریب، اصلا توی اون نقطه نیست؟!!! اگه باور ندارین، این دفعه که مشرف شدین، از یکی از خدام _ ترجیحاً مرد، خوش اخلاق و جوان!!_ بپرسین که مکان دقیقش رو بهتون نشون بدن!

/ 6 نظر / 3 بازدید
رهگذر غریب

سلام خوش به حالت واسه منم دعا کن خيلی محتاجم!!!

باروون درخت نشین

سلام، به من میگن ادم خوش قول، سر وقت رسیدم! راستی شانزدهم دیروز بودها (; .... زیارت قبول، البته به نظرم برای زیارت مکان مهم نیست. امیدوارم برای ما هم دعایی کرده باشی!! ... خوش باشی.

سینا مالکی

سلام ثمر عزیز! می گم مواظب باش لا میله ها گیر نکنی. سلام من رو به مشهدیهای عزیز برسون.

alireza

سلام...تجربه زيبايی داشتی. تو اگر بخواهی و متبرک ببينی ميله های پنجره اتاقت هم می تواند همان اثر را داشته باشد! چون خداوند تنها در نقاط خاصی از اين جهان نيست. همه جا و همه زمان متبرک است اگر تو بخواهی... زيارت قبول...

من

salam