لرزه

 شب گذشته فیلم ترسناک دیدیم.  The Ring two
قسمت اولش حتی از تلویزیون هم پخش شد. حالا قسمت دو، از روی DVD تبدیل به VCD شده بود و فونت زیر نویس هاش به هم ریخته بود. بنابراین مجبور بودیم فیلم رو با صدای بلند گوش کنیم که بفهمیم. این صدای بلند، با موسیقی دلهره آور که ساعت 2 و 3 نیمه شب حسابی آدمو حالی به هولی می کرد ( البته حال و هول ترس ها!!) خیلی خفن بود...! وای صد رحمت به زمانی که فقط 7 سالم بود و جن گیر رو دیده بودم و ترسیده بودم (!) حداقل اون موقع، یه شب تا صبح پیش مامان خوابیدم و دستشو گرفتم. اما حالا فقط خودمون بودیم!
بعد از اینکه چند بار کپ کردیم، خود به خود تختخواب هم صدا تولید می کرد و من ترجیح دادم روی زمین دراز بکشم، از پنجره ها هم نورها و صداهای عجیب و غریب می اومد! همه چی رو تحمل کردم تا وقتی که فیلم تموم شد و دراز کشیدم و از ترس فقط به موبایلم نگاه می کردم! تازه، هم تشنه ام شده بود و هم به دستشویی احتیاج پیدا کرده بودم، وقتی مهتابی اتاق رو روشن کردم، با صدای زوزه مانندی فقط 2-3 دقیقه چشمک زد و تا روشن بشه منو حسابی لرزوند. همه اینا به کنار، وقتی با وحشت رفتم و آب خوردم و برگشتم، یه هو مهتابی خود به خود خاموش شد و 5 ثانیه بعد دوباره روشن شد!!!!!!! از اون اتفاقاتی که صد سال یه بار نمی افته! من فقط می گفتم "بسم ا..." و در حالی قلبم تند و تند می زد خوابیدم.
البته من و سینا و مسعود و مهسا پایه تماشای فیلم ترسناک هستیم. اما خدا وکیلی هیچ فیلمی اینقدر خفن نبود که منو تا این حد ترسونده باشه!! بابا رعب آور. حالا اگه کسی خواست امتحان کنه، حاضرم فیلمو بدم ببینه راست می گم یا نه!
البته این جور ترسیدن ها فقط نصف شب و اونم تا قبل از اینه که خوابت ببره، بعدش دیگه همه چی عادی می شه و خاطره خوب ترسیدن می مونه و بس!

/ 6 نظر / 3 بازدید
باروون درخت نشین

ای ول به خودم که اپ رو بو کشیدم، تو موزیلا هیچی نبود ولی یکی گفت ریفرش کن، هست، اینهمه طول نمیده ثمر!!

باروون درخت نشین

ای ول بخودم، خوشم میاد، نه اشکم میگیره نه جوم میگیره و نه میترسم، ولی با اینهمه ادعا یک بار یه اتفاقی افتاد کلی بخودم خندیدم، من معمولا تو فیلم میرم ولی تو بدترین ثانیه ها ارومم انگار همیشه اون پشت رو میبینم و حس میکنم الان کلی ادم اونجاست، سابقه اشکم یه باره بماند چه فیلمی، ولی سابقه ترسم در مسخر ترین سکانس یه فیلم ابدا غیر ترسناک و اونم بدترین جا بین همه، یادمه داشتم the Others رو میدیدم اون هم تو سینما، این سکانس فکر کنم دیدی که در اتاق پیانو تق بسته میشه، من تمام کتابها دانشگاهم رو پام بود، به قول عقبی که اونم دوستم بود، کتاب هام دونه دونه اومد اسمون وایستاد یه صدم ثانیه تو نقطه اوج از پایینی دونه دونه ریخت پایین، اینقدر این صدا برام ناگهانی بود، و جو و اهنگ فیلم کاملا ناهمراه بود، که از ترس تمام کتابها و جزوه های دانشگاهم رو ریخته بودم هوا!!! وای که چقدر سوتی شد و چقدر خندیدیم، تمام ادعام سرخ شد!!! خیلی اپ باحالی بود، بخصوص اینکه نبود و خودم کشفش کردم، خوب و خوش و ترسیده باشی !!! تا بعد.

باروون درخت نشین

راستی عمه خانم، اسم این خوشگل خانم در خواب چی شد؟ وقتی صفحه رو بستم یهو توجه هم رو جلب کرد! چه ناز دخترونه ای داره ... !

شهروز

آخييييييييييييييييييييييی! نينی! . در مورد فيلم ترسناک هم بگم که اصلا خوشم نمياد! هيچ چيز جالبی برای من نداره...! چرا بی خود خودمو دچار هيجان بکنم؟

عليرضا

حالا نمی شد وقتی عکس اين کوچولو اينجاست از ترس نگی؟؟

مونا

سلام. منم خيلی دوست دارم