زمانی برای مستی سوسک ها...

جديداً، يه عروسک خر دارم. يه خر بزرگ! مال من نيست البته، اما مقيم اتاق منه و گاهي، موقع خوابيدن بغلش مي کنم... لذت خوابيدن با خر رو تا به حال چشيدي؟ اونم خري رو که، زانو به بغل، داره گريه مي کنه و مرواريدهاي درشت از چشماش مي باره. خري با گوشهاي پشمالوي زرد و قهوه اي، در حالي که دم نداره!
نمي تونم دروغ بگم خب، بعضي از عروسک هاي اين اتاق، يادگاري اند. توئيتي صورتي مال فلاني، سگ کوچولو مال فلانيي، سگ بزرگ مال فلانييي، خر سرمه اي متوسط سوغاتي فلانيييي و در نهايت، خر جديد مال عشق نافرجام دونفر ديگه ست... اما حالا سپردنش به من. خودم خواستم. براي اينکه خر بزرگ رو ببينم و خاصه از گريه مظلومانه و غمسوزش عبرت بگيرم.
با اين وجود، باغ وحش عروسکي اتاق من با خر بزرگ تکميل مي شه...درس عبرتي براي تمام فصول، براي دل نبستن و "خر" نشدن!

پرشين بلاگ قاطی کرد! اين پست روز دوشنبه، ساعت ۳ بعداز ظهر گذاشته شده. تاريخ روز يکشنبه رو خورده. جل الخالق!

/ 3 نظر / 3 بازدید
مانی

سلام،هميشه تصميم می گيريم خر نشيم ولی مثل اينکه خر به دنيا اومديم..... به من هم سر بزن.

باروون درخت نشین

سلام، سفر بخیر!! البته نمیدونم اپ از بیابانهای ایران یا از تهران خودمون! من اگه به پست قبلی نرسیدم دعوا سر یک اشتباه اخلاقی که من بی اینترنت شدم، تا اخر ماه، و الان به محل کار و کامپیوتر ملت پناه آوردم، در هر حال روزهای بی اینترنتی از بدترین روزهاست، بخصوص که تمام ارتباط ادم رو با بنی بشر ها تشکیل بده! ... خر هم حیوان خوبی است، اما تیترت و داستانت مشکوک!!! اخه به همشهری های نازنین من چیکار دارین شماها!!! میخوای راه بیافتن برن تظاهرات، نمیدونی اینها ترمز ندارند!

خيلی خوش بگذره!