یه موسیقی، مثل مارش نظامی داره اینجا پخش می شه و ساعت حدود 1 شب جمعه ست!
فردا مامان یه گوشمالی حسابی بهم خواهد داد، چون پوست موز رو انداختم روی تخت و طوری محو کامپیوتر بودم که فراموش کردم نم زباله تر (!) به جاهای دیگه منتقل میشه. یک ساعتی می شه که دارم به این لکه نمناک روی ملحفه، زیر چشمی نگاه می کنم و از اینکه شبیه جای خیس کردن بچه می مونه(!) هم خنده ام می گیره و هم از شلختگی و بی انضباطی خودم تاسف تمسخر آوری بهم دست می ده! که چیز جدیدی نیستش البته!

از بچگی، به جای اینکه پی نظم و انضباط باشم، پی نقاشی و نوشتن و یاد گرفتن چیزای غیر دخترونه بودم و بس. اما خب، دیگه جزو شخصیتم شده و بد به حال اون کسی که.........!
چه روزای سختی داشتم خدا..... چه امتحان سختی بود. به جایی رسیدم که فهمیدم باید اعتراف کنم تجربه ناقص من برای حل بعضی از مسائل، کافی نیست!

updating....

i'll be back

/ 6 نظر / 3 بازدید
rah-peima

خب حالا ميتونين پاکش کنين يا نه؟

باروون درخت نشین

بی نظمی حال خودش رو داره، البته تا وقتی ادم از مرزش نگذرونه، چون بعد تمیز کردنش خیلی سخت میشه، اما کثیف کاری ستم، کلی دردسر داره، بشور و بساب داره، راستی این updating ات خیلی با مزه بود، کلی خندیدم، بپا حالا kill Process Signal رد نشه از زیر دسته kernel مبارک که سیستم حالا حالا ها update نمیشه! ... شب خوش.

سينا

اول راجع به نوشته پايانيت من مي‌گم ولنتاين براي حيوانات نداريم؟؟؟ بيشتر به دردت مي‌خورهو راجع به اين پست هم كه من كاملا دركت مي‌كنم. راستي وقت كردي برام ايميل كن چه مي‌كني اين روزها. چند وقتي هست از هم بي خبريم كه البته ناشي از به مهري بنده است

سیاوش

سلام! ... فقط حيفم اومد بی سر و صدا رد شم!!! (ميل به جاودانگی احتمالا)