عجب خل هايی يافت می شوند ها...!

بچه ها، يه چيزي بگم که بخنديد!!!
ماه قبل، يه شب داشتم با دوستم چت مي کردم و اينويز هم بودم که يکي که فکر کردم از خواننده هاي وبلاگه، پي ام داد.
 بعد از سلام و احوالپرسي، يه هو پرسيد:

اون:   اين عکسه مال خودتونه؟
من:   کدوم؟ تو پروفايل ياهو يا تو ارکات؟
اون  همين تو مسنجر. اين گوشه ايه!!
من:    آره خودمم. چه طور؟!!!!
اون:    ميشه خواهش کنم بر داريدش؟!!! شما نامحرم هستيد. لطفاً برداريدش!!!!
من:    نخير نمي شه!!! مشکلي داريد با اين عکس؟
اون:    تو رو خدا برداريد.
من:    اگه خيلي ادعاي مومن بودنت مي شه چت نکن. تازه خودت هم بهم پي ام دادي!! درضمن، مطمئنم که اول حسابي نگاهش کردي و حتي ممکنه save هم کرده باشي. از شما مردهاي ايراني بعيد نيست. و همين طور، اگه خيلي دلت مي خواد با یک نفر چت کني و چشمت به عکسش نيفته و تحريک نشي!!!!! عکس رو ببند. در آخر.... لطفاً مزاحم هم نباش که من مشغول انجام دادن چند تا کار هستم و وقت ندارم ارشاد و امر به معروف شما رو گوش کنم.
اون:    ا.... من نمي دونستم که ميشه عکس رو بست!!!!! مرسي که بهم ياد دادين. جدي مي گم نمي دونستم!!!!
بعد از چند دقيقه....
اون:    ببخشيد دوباره مزاحم شدم. شما 23 سال داريد!!!؟؟؟
من با عصبانيت:  نخير....!!  اصلاً شما از کجا اومديد و آي دي منو از کجا آوردي؟
اون:    از دوستم گرفتم. بهم گفت که اين دختره هر شب چند ساعت (!?) آنلاينه . در ضمن هميشه اينويز مياد. مي توني با اين دختره چت کني!!! منم پي ام دادم. الان ناراحتي که پي ام دادم؟
من با عصبانيت غير قابل وصف: نخيرررررررر من چت باز نيستم. اشتباه به عرضتون رسونده. من وبلاگ نويس هستم.
اون:    راست مي گيد؟ آدرسش رو مي دين؟
بعد از مدتي..........
اون:     ببخشيد خانم؟ هنوز هستي؟ مي خواستم بپرسم چرا اسمش گلايه هاست؟ آيا دليل خاصي داره؟
من:     بفرماييد آرشيو اسفند 83 رو چک کنيد اونجا نوشته شده.
اون بعد از چند دقيقه:  آهان.... فهميدم. گلايه ها اسم دخترتونه؟!!!!!! چه اسم جالبي... راستي تولدش رو هم تبريک مي گم. از آشنايي با شما خوشحال شدم خانم. من مصطفي هستم و 21 سال دارم. به دخترتون سلام برسونيد. باي!!!!!!!!!!!!!

تصور کنيد چه حالي داشتم!!  نمرديم و دختردار هم شديم. دخترم گلايه ها !! بدون دخترم هرگز!!

نوشته : گلایه ها در ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ فروردین ،۱۳۸٤