يک روز با دخترا ...!؟

 سر امتحان تربيت بدنی، سه تا دختر بودن که رکورد ها رو ثبت می کردن. يکی از اونا، بسيار خوشگل بود و بداخلاق. ديگری، کاملاْ عادی و معمولی بودش .و نفر سوم، خيلی زشت بود ولی مهربون و خوش اخلاق.

اکثر بچه ها، ناخودآگاه ترجيح دادن که دختر خوشگل، رکوردهای اونا رو بنويسه. بقيه، دختر معمولی رو انتخاب کرده بودن. و اون عده که به سمت دختر زشت رفتن، از روی اجبار بودش.

بچه ها تمرين های ورزشی رو انجام دادن و خسته شدن. اما ناگهان صداها بلند شد و دعوا شروع شد. بين استاد و بچه ها و دختر خوشگل

معلوم شد که اونی که قيافه ی زيبايی داشت، اون قدر سيرتش نازيبا بود که همه ی رکوردها رو اشتباه ثبت کرده بود و از روی بدجنسی، همه رکوردها رو زياد کرده بودش.

دختر معمولی ولی همه رو درست ثبت کرده بود و دختر زشت، برای اينکه جای خودشو تو دل بقيه باز کنه، تا اونجا که تونسته بود رکوردها رو کم ثبت کرده بود.

بنابراين، فقط گروه يک و دو شاکی بودن. گروه يک بخاطر اينکه رکوردهای واقعی شون بهتر از اون چيزی بود که دختر خوشگل ثبت می کرد. و گروه دوم بخاطر اينکه دختر زشته در حق بچه های گروه سه لطف کرده بود و حالا اينا حسودی شون شده بود.

از اين مطلب نتيجه می گيريم که: يا آدم بايد دختر نباشه و پسر باشه که از اين مسايل پيش پا افتاده براش اتفاق نيفته، يا اينکه بايد تربيت بدنی رو از واحد های عمومی دانشگاه ها حذف کنن. يا اينکه بهتره آدم خوشگل نباشه!!  و زشت باشه. يا آدم بهتره بدجنس نباشه. حتی اگه خوشگل باشه. يا اينکه بهتره اصلاْ نباشه !!!!!!!!  

نوشته : گلایه ها در ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ دی ،۱۳۸۳