تا کی می شه تحمل کرد؟

وقتی توی مملکت، بی برنامگی باشه، نتيجه اش همين می شه. همين شلوغی بيش از حد خيابونا. وقتی اتومبيل های کهنه و فرسوده، ماشينايی که مال بيش از ۳۰ سال پيشه، هم چنان تو خيابونا رفت و آمد می کنن، وقتی خيابونا همون خيابوناست و هی دارن ماشينای جديد، نمره می کنن و بيرون می دن، نتيجش ميشه اين. می شه آلودگی وحشتناک هوا. که سال های قبل انتظار داشتيم فقط توی زمستون اتفاق بيفته و حالا تابستونای گرم و خشک تهران هم آلوده هستن. وقتی هم آلودگی هوا زياد بشه، اون قدر رو اعصاب مردم تاثير منفی می ذاره که با کوچکترين راه بندون، دستاشون رو روی بوق ماشينا می ذارن و همين طور يه بند بوق می زنن. آلودگی صوتی بوجود مياد و آسايش از مردم گرفته می شه. بابا! ملت اين همه مشکلات رنگارنگ دارن، يه سر سوزن  آرامش هم ازشون گرفته می شه. حالا يکی بگه تا کی می شه تحمل کرد. خود من که اين روزا هر بار بيرون رفتم، با سردرد به خونه برگشتم. تازه می ديدم اکثر مردم به هم که می رسن، از همديگه سوال می کنن : آخه دو سال ديگه، پنج سال ديگه تکليف مردم چيه؟ تا کی می شه تو اين شهر شلوغ با اين هوای آلوده زندگی کرد و شاهد ادامه اين مشکلات بود؟ و تا کی بايد برامون شعار مردم سالاری(!) سر داده بشه و تو گوشامون فرو کنن اينه همه اون چيزی که شما لايقش هستين. پس سرتون تو لاک خودتون باشه و گوسفند باشين. ای بابا! من دارم جدی حرف می زنم خيلی نگرانم، ميگن سالی که نکوست از بهارش پيداست، وقتی هوای تابستون اين همه آلوده باشه، وای به حال زمستون امسال..... اين مطلب هم تاييدش می کنه. بخونيد.

نوشته : گلایه ها در ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ امرداد ،۱۳۸٢