پست امروزم به قلم بچه کوچولوها نوشته شده(!!!!)‌:

گاهی وقتا از خودم حالم به هم می خوره. معمولاْ وقتايی که به گذشته فکر می کنم... هميشه کارهايی بوده که بعدها از انجام دادن شون پشيمون شده باشم. تصميم هايی که از گرفتن شون پشيمون شده باشم. اينجور وقتا آدم به ياد اون جمله می افته که پشت کاميون ها می نويسن : کاش زندگی هم دنده ی عقب داشت!!

بعضی وقتا با کسانی دوست شدم که بعدها فهميدم از دشمن هم بدترند. وقتی عکسای قديمی رو نگاه می کنم دلم می خواد اون لحظه ها زنده بشن و جون بگيرن تا بتونم اشتباهات گذشته رو جبران کنم. اما خب.. هميشه اين اشتباهات به آدم درس می دن و مثلاْ آدم ياد می گيره که از اين به بعد دوستانش رو بر چه اساسی انتخاب کنه و با چه کسانی صميمی بشه و با کيا نشه...

آبان هم رسيد و من خيلی دوستش دارم چون ماه تولدمه... اميدوارم امسال که بزرگتر می شم، اشتباهاتم هم کمتر بشه. و توی دوستی هام دقتم بيشتر بشه.

در آخر هم يه بيت شعر که ضرب المثل هم شده:

بر زمينت می زند نادان دوست.......... دشمن دانا بلندت می کند!! 

اين عکس ها رو ببينيد. ۱ -۲ -۳

نوشته : گلایه ها در ساعت ۱:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ آبان ،۱۳۸۳