بعضي وقتا راه رو گم مي کنم. نمي دونم چي خواستم و به چي رسيدم. درست رفتم يا به بيراهه زدم...گاهي پيش مياد که يه اشتباه بزرگ مرتکب مي شم. اشتباهي به قيمت سرزنش شدن. شايد تنها اون لحظه هاست که مي شينم و به چند روز قبلم فکر مي کنم... _ البته مسلماً با دلخوري _  بعد به اين مي رسم که...هنوز تجربه ندارم...هنوز بايد مراقب باشم... اون وقت حرصم مي گيره!!! يه چيزي تو من خالي مي شه. يه جورايي وجدانم بهم نهيب مي زنه...

هميشه مي خوايم بزرگ و مستقل و عقل کل و همه فن حريف باشيم. اما وقتي کم مياريم اذيت مي شيم و از اين که بي تجربگي خودمونو کشف مي کنيم غمگين مي شيم.و قيافمون مي شه مثل بچه هايي که موقع پاتک زدن به سيب زميني سرخ کرده مامان مچ شون رو گرفته!!!.....

راستی

اینجا چندتا لینک هست برای اونایی که به کنجکاوی در زندگی خصوصی دیگران علاقه مندن: اولی، لیست زن و شوهرای بازیگر

دومی، شغل ستاره های فوتبال و سومی، درگیری بکهام و خانمش!!

زندگی خصوصی سياوش قميشی از زبان خودش، اينجا

و بالاخره، مصاحبه حسين درخشان با نازنين جم، دختر شايسته ايرانی ـ که حتماْ معرف حضور هست ـ اينجا.

برید کنجکاوی کنید...!

نوشته : گلایه ها در ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ اردیبهشت ،۱۳۸۳