لذت از بين بردن خاطرات بد رو تا حالا شده بچشی؟ آخ که نمی دونی چه کیفی داره. دیروز چهارشنبه سوری ما یه جورایی این جوری بود. برادرم که تازه پریروز کارت پایان خدمتش رو گرفته، لباس سربازی هاش رو تو آتیش چهارشنبه سوری سوزوند و ما از روش پریدیم!!!!
يادمه بعد از اينکه دیپلمم رو توی رشته ای که بهش هيچ علاقه ای نداشتم گرفتم، همه دفتر رياضی هامو آتيش زده بودم!!!
اما خب این زیادم کار مثبتی نیستش... فقط مواقعی به درد می خوره که یه خاطره ی بد و اضطراب آور، باهاش بسوزه و از بین بره و برای همیشه راحتت بذاره!!!
__ می دونم یه کم عجیب بود!! __

آها راستی...شده تا حالا يه آشنا رو بعد از چند سال دوری به نحو جالبی پيدا کنی؟ مثلا از طريق اينترنت؟!! امروز يکی از همکلاسی های دوران راهنماييم رو، بعد از تقريبا ۷ سال بی خبری پيدا کردمش!!! در حالی که مدتها بود به وبلاگش سر می زدم و همديگه رو نمی شناختيم..تا اينکه بالاخره امروز...!!!!   اين جوری شد!!!

نوشته : گلایه ها در ساعت ۸:۱٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اسفند ،۱۳۸٢