امسال، سال بد و پر حادثه ای بود. بارها هواپيما سقوط کرد و سيل و زلزله اومد. سقوط هواپيماها به گردن خلبان های از دست رفته افتاد و در مورد آسيب های حوادث طبيعی، کسی جوابگوی اين نشد که چرا ساختمان ها برای زلزله مقاوم سازی نمی شه و پوشش گياهی چرا به صورت غير اصولی از بين می ره تا سيل خونه و زندگی مردم بی گناه رو در کام خودش بکشه. همه از خبر زمين لرزه بم که منجر به از دست رفتن عده بسیار زيادی از مردم شد و تخريب ارگ، ميراثی که از گذشته برای کشورمون مونده بود  متاثر و ناراحت شديم. فکر کرديم اين آخرين حادثه تلخ سال ۸۲ خواهد بود. اما حدود يک هفته قبل، باز هم يه اتفاق بد افتاد و باز هم عده ای از مردم ما به طرز فجيعی از دنيا رفتن. حادثه انفجار قطار رو می گم. شايد برای اينکه اين فاجعه، انتخابات مجلس رو تحت الشعاع قرار نده، چندان بهش پرداخته نشد. البته می شه گفت هيچ بهش پرداخته نشد. چون حتی برای پوشش خبری بی نظير زلزله، دليل انساندوستانه وجود نداشت. علت اون همه سرو صدا جلب جامعه جهانی بود و جمع آوری کمک خارجی که مبلغ بسيار قابل توجهی شد و پيش از اينکه به مصرف مردم داغديده برسه، به جيب افراد ديگری رفت. اين روزا مدام خبرای ضد و نقيض از حادثه انفجار قطار به گوش می رسه. تا جايی که اون رو خرابکاری و حمله تروريستها می دونن. امروز اعلام شده بود که اين انفجار معادل ۱۸۰ کيلو تی ان تی بوده. می گن چند تا روستا ويران شده. اصلا مشخص نيست چند تا کشته داده. اجساد سوخته و متلاشی شده و قابل شناسايی نيستن. من عکسای اين حادثه تلخ رو توی يکی از روزنامه ها ديدم و خبرش رو دنبال می کنم.

فقط می تونم بگم که بسيار تلخ بود و باعث تاثر همه شد. اميدوارم کشته شده ها رو خدا رحمت کنه. تصور کنيد که با چه زجری از دنيا رفتن...اميدوارم خونشون پايمال نشه.

نوشته : گلایه ها در ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ اسفند ،۱۳۸٢