روزی که به مدرسه رفتيم، به ما گفتند بابا نان دارد، بابا آب دارد...

اما روزی که به دانشگاه آمديم، در گوشمان زمزمه کردند: بابا نان ندارد، بابا آب ندارد...

و ما نفهميديم که بالاخره بابا نان و آب دارد يا ندارد؟!

و دريافتيم که چون بابا آزادی ندارد، حتی اگر نان و آب هم داشته باشد، مثل اين است که ندارد!!!

و نتيجه گرفتيم که آزاد بودن برای بابا از نان و آب واجب تر است.

نوشته : گلایه ها در ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳٠ شهریور ،۱۳۸٢