بعضی ها معتقدن که وبلاگ نويسی هم تاريخ مصرف داره و اکثر نويسندگان وبلاگ، بعد از مدتی دچار کسالت و دلزدگی از تکرار مکررات خواهند شد. برای آدمای افسرده ـ مثه اکثر جوونای ايرونی ـ اينکه يه کار بيهوده رو مدام تکرار کنن بسيار ناراحت کننده ست. درج مطلبی و در انتظار اين نشستن که کسی اتفاقی اونو بخونه و نظر بده به نظر خيلی از افراد، يه کار عبث تلقی ميشه. اما من فکر می کنم جو دلمردگی توی کشوری که از جوانترين ممالک دنيا به حساب مياد، از جای ديگه ای سرچشمه می گيره... درسته که يکی دو سالی هست که جوونای ما لباسای رنگ روشن به تن می کنن، ولی با اين همه، يه فرد غريبه که به شهر وارد ميشه، تو نگاه اول به سرعت احساس می کنه که تموم فضا رو رنگ تيره پوشونده... می دونيد، قشنگ احساس می شه که مردم آزرده و خسته هستن. حجم بالای ترافيک و سر و صدا و هوای کثيف، اونا رو ناراحت می کنه. شادی، که توی دين اسلام خيلی بهش سفارش شده، تنها به صورت خصوصی و در خفا معنا داره. اونم معمولن با استرس. مردم از شاد بودن احساس گناه می کنن. چون ما  تو اين بيست و چند سال عادت کرديم که رد پای گناه و معصيت رو همه جا دنبال کنيم.... ملت های ديگه، اونايی که تمدن کهن و ديرپا ندارن و کشورهای نسبتاْ تازه پا گرفته ای هستن، جشن ها و فستيوال هايی رو ابداع می کنن که بهانه ای باشه برای شاد بودن و دور هم جمع شدن مردم شون. اما ملت ما به کلی فراموش کرده که قبل از مسلمون بودن، ما ايرانی هستيم.

 گرچه تعدادی عرب الاصل ــ ! ــ ميون ما می لولند که به شدت با فرهنگ باستانی سر ستيز دارن، اما، ملت ما چندين هزار ساله که ايرونی هستن. از اعياد و جشن های قديمی ما چی باقی مونده؟ جز يه عيد نوروز که بخاطر ماه محرم به حالت تعليق در آوردنش و يه چهارشنبه سوری که اونم باهاش برخورد می شه. حتی تو عيدهای مذهبی هم به صورت عمومی شادی نميشه کرد. مگه اينکه مجلسی ترتيب داده بشه و مولودی خونده بشه. که اونم همون نوحه ست ــ ! ــ با اين تفاوت که به جای سر و سينه زدن، دو انگشتی دست می زنن که بگن ما شاديم. (( اين قسمتا رو نمی خواستم بنويسم ولی امروز يه چيزايی ديدم که جرات نوشتنش رو پيدا کردم ))...توی مملکت ما همه دروغ ميگن. از اون بالا بگير و بيا پايين. همه دارن همديگه رو فريب ميدن. بعضی ها که ظاهر به قول خودشون موجهی هم دارن از همه بدتر هستن...اون يارويی که با لباس فلان مياد می ره نماز می خونه و کلی پول ميگيره، اونی که يه محاسن گذاشته و عينيت کلمه ی رياست، حتی اون بانکداری اسلامی که کلی بهره ميگيره و بعد ميگه تو اسلام حرامه، همه اينا دروغگو و فريبکار هستن. اگرم کسی موی دماغشون بشه و خلاف مصلحتشون رفتار کنه انگ تشويش اذهان عمومی می خوره و از صحنه گيتی محو می شه......ای کاش ميشد کاری کرد.

راستی من به امکانات اين وبلاگ چت هم اضافه کردم. اين لينکش. اصلش هم کنار صفحه هست. آخريه.

نوشته : گلایه ها در ساعت ۱:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٦ شهریور ،۱۳۸٢