...ساقيا پيمانه پر کن زانکه صاحب مجلست

آرزو می بخشد و اسرار، می دارد نگاه

جنت نقد است اينجا، عيش و عشرت تازه کن

زانکه در جنت، خدا بر بنده ننويسد گناه !

دوستداران، دوست کامند و حريفان، با ادب

پيشکاران نيکنام و صف نشينان نيک خواه

ساز چنگ، آهنگ عشرت، صحن مجلس جای رقص

حال جانان دانه ی دل، زلف ساقی دام راه

دور، از اين بهتر نباشد ساقيا عشرت گزين

حال ازين خوشتر نباشد حافظا ساغر بخواه...

 

اين غزل رو نوشتم که بگم امروز من خيلی خوشحالم. خيلی. خيلی. خيلی....به توان به نهايت !

امروز به اون چيزی که می خواستم رسيدم.

اميدوارم شما هم خوش باشيد. کاش می تونستم اين همه شادی رو با اونايی که غصه دارن قسمت کنم

نوشته : گلایه ها در ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٢