نسخه پیش از چاپ!!!!!!

سلام! اينو برای روزنامه و برای پرونده خداحافظی نوشته بودمش. ولی خب، به دليل مشکل فنی چاپ نشد!! حالا می ذارمش توی بلاگ تا ملت بخونن!

خدا تو را نگهدار

شما در روز چند مرتبه خداحافظي مي کنيد؟ خداحافظي مانند يک لفظ تمام کننده،  پايان بخش هر ديدار، گفتگو، يا مکالمه نوشتاري است. بياييد نتيجه بگيريم، اشخاصي که از اين کلمه زياد استفاده مي کنند، احتمالاً بايد اجتماعي تر از ديگران باشند. به دليل اينکه در طول روز، روابط و مکالمات بيشتري برقرار مي کنند و قاعدتاً همه آنها به يک خداحافظ ختم مي شود! البته، عکس آن هم صادق است. چرا که ممکن است شخص مورد نظر، آدم بسيار منزوي و گوشه گيري باشد و هر گونه رابطه و صحبتي را که ديگران با او آغاز مي کنند به سرعت با يک خداحافظي به پايان ببرد و خودش را درگير ايجاد ارتباط کلامي ناخواسته نکند. پس، بهتر است فعلاً هيچ نتيجه اي نگيريم و فقط به خداحافظي فکر کنيم.

خداحافظي عذاب آلود

شب از نيمه گذشته و تو در خواب ناز هستي. جمعه خوبي را گذرانده اي و اکنون به بستر رفته اي و تازه خوابت برده. فردا بايد صبح زود به محل کارت برسي... چقدر تلاش کرده اي تا راحت خوابت ببرد. حواست بوده که شام زياد نخوري. و خواب عصر جمعه ات زياد طولاني نباشد که، شب بي خوابي به سرت بزند و از اين پهلو به آن پهلو بغلتي و توي رختخوابت لحظات پر استرسي از بابت نگراني بيدار شدن به موقع داشته باشي. ناگهان سر و صداهايي تلنگر مانند به گوش ميرسد و تو از خواب مي پري و صداي کوبش مداوم کفش هاي لشگري که از پله ها پايين مي آيند را مي شنوي. لابد باز هم مهمان هاي همسايه طبقه بالا هستند که بالاخره مي خواهند تشريف ببرند! صداهاي همهمه مانندي به گوش تو مي رسد و کم کم واضح مي شود: خداحافظ، خداحافظ، خداحافظ، سلام برسونيد، زحمت داديم. زحمت کشيديد! خداحافظ، بچه فرياد مي زند: خاله خداحافظ، مادرش جيغ مي زند: آبجي خداحافظ!! از اين طرف صدا مي آيد زنداداش خداحافظ و... مراسم خداحافظي و بدرقه شان دست کم يک ربع به طول مي انجامد. و تو ديگر دود از کله ات بلند شده. نگران نباش! تا صبح بي خواب شده اي و فردا توي اداره بايد چرت بزني.

خدانگهدار دوست من

از به ياد ماندني ترين خداحافظي هاي دسته جمعي، خداحافظي بچه مدرسه اي هاست. معمولاً روزي که کارنامه هاي آخر سال را مي دهند، جدي ترين روز خداحافظي ست. چرا که بعد از آن سه ماه تعطيلي شروع مي شود و سال تحصيلي بعد نمي داني دوباره گروه دوستانت دور هم جمع مي شوند يا نه. ممکن است براي هميشه پخش و پلا شويد و ديگر رنگ اين روزهاي خوش را نبينيد. پس چقدر اين خداحافظي دلگير است، شايد آخرين بار باشد که بچه ها را مي بيني... خداحافظي سال آخر دبيرستان هم از آن خداحافظي هاي اشک در بيار است.، دبيرستاني ها نمي دانند کدام شان کنکور قبول مي شوند و از دخترها، کدام شان به خانه بخت مي روند و از پسرها کدام به سربازي مي روند. يک جورهايي گروه شان حسابي تار و مار مي شود و محال است دوباره همه به اين صورت دور هم جمع شوند. خيلي از دخترها را ديده ام که در چنين موقعيتي گريه مي کنند. پسرها را نمي دانم! خداحافظي روزهاي آخر دانشگاه ولي رنگ و بوي ديگري دارد. معمولاً از آنجا که دانشجوها شخصيت شان در نوجواني شکل گرفته و مستحکم شده، کمتر پيش مي آيد که مثل دبيرستاني ها بتوانند جمع هاي دوستانه پايدار و هميشگي تشکيل بدهند. چون عقايد مخالف و ضديت ها به حدي فراوان است که معمولاً اکثر آنها را به جاي دوستي به چالش فرا مي خواند. روزهاي آخر دانشگاه خيلي ها خوشحالند که مي روند و چهره بعضي از همکلاسي ها را ديگر نخواهند ديد!

خداحافظي اينترنتي

اگر کمي اهل کامپيوتر و اينترنت باشي و دست کم يک بار چت کرده باشي حتماً مي داني که توي چت، ديگر کسي خداحافظ نمي گويد. اصلاً تايپ کلمه khodahafez  علاوه بر اينکه انرژي زيادي از تو مي گيرد، يک جور واپس گرايي و بي کلاسي هم محسوب مي شود! پس مترقي باش و بگو bye . به غير از آن از شکلک خداحافظي ياهو هم مي تواني استفاده کني که ديگر خودت واردي.

خداحافظي عشقي

اگر از آنهايي که عاشق هم هستند و عشق شان از مرحله دوستي هاي بچگانه گذر کرده و دارد کم کم واقعي مي شود، سوال کنيد، متوجه مي شويد که اين جور افراد، اغلب براي خداحافظي کردن با هم روش هاي رمانتيک خاص و منحصر به فردي ابداع کرده اند که در واقع يک جور رمز و راز بين خودشان است. البته با توجه به اينکه بنده در اينجا براي وارد شدن به حريم خصوصي افراد معذوريت اخلاقي و سانسوري و.... دارم، از خير شرح دادن اين روش ها مي گذرم.

خداحافظي مسافرتي _ مهاجرتي

يک زماني توي کشور خودمان هم مهاجرت به خارج سير صعودي پيدا کرده بود و افراد خانواده، فاميل، و وابستگان بسياري از ماها تصميم به سفر گرفته بودند. آن روزها ترمينال پروازهاي خارجي فرودگاه چه صحنه هاي تاثر برانگيزي را شاهد بود. خانواده هايي که عزيزان خود را بدرقه مي کردند اغلب يقين داشتند که براي سالها او را نخواهند ديد و چه خداحافظي هاي شورانگيزي با هم داشتند. تماشاي آن صحنه ها هر بيننده اي را متاثر مي کرد.

خداحافظ خانه کوچک من

البته خداحافظي که فقط بين افراد نيست. ممکن است آدم بخواهد با يک مکان دوست داشتني و با يک شهر و کشور هم خداحافظي کند. دختري که ازدواج مي کند بايد از خانه پدري اش برود. از اتاقش، عروسک هايش، و همه آن چيزهايي که در خانه پدري متعلق به او بودند دل بکند و به خانه بخت برود و زندگي جديدي را شروع کند.
حتي افراد يک خانواده که توي يک خانه قديمي زندگي مي کردند و حالا قرار است محل جديدي را براي زندگي اختيار کنند براي خداحافظي کردن از خانه قديمي بايد دل و جرات زيادي داشته باشند. خصوصاً اگر آن خانه به حدي قديمي باشد که همه شان همان جا به دنيا آمده و بزرگ شده باشند و نيز اگر قرار باشد خانه کلنگي را بکوبند و به جايش آپارتمان بسازند. وقتي مي خواهي از حياط خانه تان خداحافظي کني، چه احساسي داري؟ حياط خانه اي که اولين قدم هايت را آنجا روي زمين گذاشته اي و ياد گرفتي راه بروي، بدوي، بازي کني و بزرگ شوي. و مي داني که به زودي ويرانش مي کنند و هرگز دوباره به آنجا برنخواهي گشت.

خيلي از خداحافظي ها به ما کمک مي کنند که بزرگتر شويم. به بلوغ هر چه بيشتر فکري و عقلي برسيم و تجربيات بهتري به دست آوريم. ياد مي گيريم که تغييرها را بپذيريم و خود را به رنگ زمان درآوريم. گرچه دل کندن ها ما را غمگين مي کنند اما لازم اند. پس، موقع خداحافظي گريه نکن چون هميشه راهي براي پر کردن جاي خالي افراد و مکان هايي که به انها دل سپرده بودي و مجبور به دل کندن و خداحافظي کردن با آنها شدي، وجود دارد. اگر امتحان کني اين راه ها را پيدا خواهي کرد.

ثمر سعيدی

نوشته : گلایه ها در ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ امرداد ،۱۳۸٤