دوغ خورهاش بيان وسط!!
آقا اين تابستونی، ما اومديم فرهنگ خوردن دوغ رو توی خانواده و فاميل ترويج کنيم. بنابراين شمشيرو از رو بستيم و شديم دشمن خونی نوشابه! بعد از اين که فرهنگ دوغ رو جا انداختيم، يه شب اومديم خونه و رفتيم سر وقت تلفن تا پيام های منشی رو چک کنيم. ( ما ديگه کارمون شده پيام چک کردن! از آف و ايميل و کامنت گرفته تا پيام های صوتی) خلاصه. گوش کرديم و ديديم يه بنده خدايی گفته: ( سلام عرض شد. لطفاْ بعد از شنيدن صدای بوق، دوغ بخوريد شب راحت بخوابيد. فرقی نمی کنه دوغش چی باشه، مهم اينه که پاستوريزه باشه!!!) تا اومديم حرفی بزنيم شليک خنده مامان اينا رفته بود هوا...! آقا يه روز رفتيم ديوان فلان شاعر رو باز کنيم و دو بيت شعر بخونيم، از لج ما اين شعر اومد:
سوالی از پيامبر:
از من بر مصطفی رسانيد سلام

 وانگاه بگوييد به اعزاز تمام


 کای سيد هاشمی چرا دوغ ترش

در شرع حلال است و می ناب، حرام؟!!


جواب به شاعر:


از من بر خيام رسانيد سلام

وانگاه بگوييد که خامی خيام!


من کی گفتم که می حرام است ولی

بر پخته حلال است و بر خام حرام!


خلاصه، بعد از اينکه ما همه نوع دوغ های اين مملکت رو امتحان کرديم، فهميديم که هيچ دوغی بهتر از همون دوغ محلی سوپردولوکس که توی کوزه تهيه می شه و روش کره می بنده، نيست. و بعد از کلی فکر کردن به اين نتيجه رسيديم که: امان از دوغ ليلی، ماستش کم بود، آبش خيلی!!!

پ ن : در آخر بايد توضيح بدم که نگارنده اين مطلب،هنگام نگارش حدود دو درجه تب داشته.

پ ن ۲: سلام. صبح بخير يا شب بخير؟! الان ساعت ۶ صبحه و من از ديشب بيدارم. حالام اومدم بگم که لطفن به آلبوم وبلاگم نگاهی بندازين. چون تا حالا که بيدار موندم ميخوام دلم نشکنه. البته تبم پايين اومده ولی از خواب دارم می ميرم.

نوشته : گلایه ها در ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٢